یک سال گذشت


بی تو گیاه تلخ صبر را چشیدیم و چنان که خواسته بودی چون کوه استوار ماندیم .

سالی بدون رویت گذراندیم، که بس برما گران آمد ولی مسلم بدان که خم به ابرو نیاوردیم .

از حسرت دل خواستیم با ما مدارا کند، با وعده به روزی که دوباره آغوش گرمت را به روی خود گشاده ببینیم .

صمیمانه تورا سپاس می گوییم که صبر را از تو آموختییم .

 

ولی پدر این تنها غمی بود که در آن ما از تو صبورتر بودیم.

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی

خبر فوت پدرتونو که شنيدم توی خونه نشستم گريه کردم می دونی چون لحظه به لحظشو حس کردم که چه طور می گذره البته با اين تفاوت که من غم برادر و ديدمو شما پدر رو از دست دادين می خوام بگم گر چه نشد که بيام اما هميشه به ياد اون دختر ماه ای که چند بار بيشتر نديدمش هستم .خوشا به حال اون پدری که دختر به اين گلی و به يادگار گذاشته تا همه از وجودش احساس شادی و رضايت کنند

آسمون بغض ٍ تو بشکن‌ اون ديگه برنمی گرده نفسای گرمش امشب همنفس با خاک ٍ سرده آسمون بغض ٍ تو بشکن‌

متین

خوش به سعادته تو که خدا بيشتر دوستت داره خوش به سعادتت پدرتون که با ائمه هم نشينن خوش به سعادته شما که درد غيبت رو راحت تر حس ميکنيد ....

متین

بدون نام دختر آقای پهلوان نيستن ؟

هانیه

na matin jan . aaz en dorovaria nist.fahmidam kie

ويروس

یک بار دستم را از مِه پر کردم . // سپس دستم را باز کردم ؛ بیا و ببین ، مِه به کِرمی بدل شده بود . // دستم را بستم و دوباره گشودم ؛ بنگر ، پرنده ای در میان دستم بود . // باز دستم را بستم و گشودم ؛ د رمیان گودی دستم انسانی ایستاده بود . // سیمایی غمگین داشت و به بالا می نگریست . // باز هم دستم را بستم ؛ وقتی آن را گشودم ، چیزی جز مِه ندیدم ؛ // اما ترانه ای شنیدم در نهایت زیبایی . == - جبران خلیل جبران -

سيد عليرضا شمس نيا

سلام با یک مطلب جالب آقازاده‌ها فوتبالیست می‌شوند! در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم .

متین